تست رورشاخ (Rorschach test): که با نامهای تست رورشاک، تست لکه رورشاخ، تکنیک رورشاخ یا تست لکه نیز نامده میشود، یک آزمون روانی فرافکن است که در آن افراد مورد معاینه، تلقی خودشان را از لکههای عجیب و غریب جوهر میگویند و بر اساس این تفسیر و تلقی، روانشناس، نوع شخصیت یا عملکرد احساسی فرد یا حتی اختلالات ذهنیاش را تشخیص میدهد تاریخچه آزمون رورشاخ: در سال ۱۹۲۰ هرمان رورشاخ، روانپزشک سوییسی پس از مطالعه و آزمایش روی ۳۰۰ بیمار روانی و ۱۰۰ فرد سالم به عنوان شاهدهای کنترل آزمایشی به نام «ده لکه» را ابداع کرد که با توجه به تفسیر این لکهها از سوی فرد درمانگر میتواند به برخی جنبههای شخصیتی و درونی بیمار پی ببرد. رورشاخ به عنوان یک انسان، به کلکسوگرافی یا هنر ساخت تصاویر از لکههای جوهر، علاقه مند بود. او هرچه بزرگتر میشد، علاقه متقابل به هنر و روانکاوی پیدا کرد. او حتی مقالاتی را منتشر کرد که در آن آثار هنری بیماران روانشناختی را تجزیه و تحلیل میکرد و نشان میداد که از هنر تولید شده میتوان برای یادگیری بیشتر در مورد شخصیتهای آنها استفاده کرد. رورشاخ با الهام از سرگرمیهای دوران كودكی خود و همچنین مطالعات خود در مورد نمادگرایی رویایی زیگموند فروید، شروع به ایجاد یك روش منظم در استفاده از لكههای جوهر به عنوان یك ابزار ارزیابی كرد. الهامبخش رورشاخ برای ابداع این تست روانشناسی، یک پزشک آلمانی به نام «یوستینوس کرنر» بود که در سال ۱۸۵۷ کتاب محبوبی از اشعارش را چاپ کرده بود. هر شعر او در این کتاب، از یک لکه تصادفی جوهر، الهام گرفته بود! البته آلفرد بینه -روانشناس مشهور فرانسوی- هم از لکههای جوهر به عنوان آزمایشی برای ارزیابی میزان خلاقیت استفاده کرده بود. در این تست ۱۰ کارت که روی آنها لکههای متقارن نامنظمی چاپ شده به فرد مورد معاینه نشان داده میشود. ۵ عدد از لکهها سیاه و سفید هستند، ۲ عدد سیاه و قرمز و ۳ عدد هم رنگی. از فرد مورد معاینه خواسته میشود که بگوید تلقی و تفسیرش از هر کارت چیست و لکه جوهر را میتواند به چه چیزی تشبیه کند. این نظریه که حتی تا به امروز مورد بحث و تحقیق زیادی از سوی انجمنهای روانپزشکی و روانشناسی واقع شدهاست، تنها چند سال پس از مرگ زودهنگام روانپزشک سوییسی مورد توجه قرار گرفت. درباره آزمون پایه اصلی آزمایش این است که هر کس براساس نوع خاص ادراک، نیازمندیها، انگیزهها و چالشهایش به لکههای به ظاهر بیمعنی که در این آزمایش نقش محرکهای بیرونی را دارند پاسخهای عینی معنیدار میدهد. هدف از این کار پیدا کردن جنبههای شناختی و شخصیتی فرد و کشف متغیرهایی مانند انگیزش، تمایلات پاسخدهی، حالت عاطفی و ادراک او است. با وجود کاربرد نسبتاً گسترده آزمایش دهلکه هنوز به خوبی مکانیسم و علل پاسخگویی متفاوت افراد به لکهها مشخص نشدهاست. این تست معمولاً پس از آزمایشMMPI-2 برای ارزیابی شخصیت و عملکرد عاطفی مورد استفاده قرار میگیرد. در یک بررسی در سال 2004 بر روی 412 روانشناس بالینی توسط انجمن روانشناسی آمریکا، مشخص شد که 82٪ از آنها گاهی اوقات از تست جوهر رورشاخ استفاده میکنند. ربر در سال ۱۹۸۵ مطرح کرد که تست رورشاخ در محیطی حساس همراه با احساس همدلی و درک متقابل میتواند مفید باشد و شکلگیری این محیط حتی از شکل لکههای رورشاخ مهمتر است. لکهها در واقع نوعی وسیله برای تعامل درمانگر و فرد هستند. یک گفتگوی پرشور و سرزنده دربارهٔ طرح کاغذ دیواری یا نقش فرش هم میتواند باعث ایجاد همان درک و ارتباط شود. آزمایش ده لکه رورشاخ تنها در سال ۱۹۹۲، ۷۰ سال پس از مرگ این روانپزشک و ۵۰ سال پس از مورد توجه قرارگرفتن آن در زادگاهش سوییس به صورت عمومی انتشار یافت. آزمون لکههای جوهر رورشاخ چگونه عمل میکند؟ برای درک چگونگی عملکرد تستهای لکههای جوهر، مهم است که درک شود این آزمون از چه اجزایی تشکیل شده و چگونه اجرا میشود: • تست رورشاخ از 10 تصویر لکه جوهر تشکیل شده است که برخی از آنها به رنگ مشکی، سفید یا خاکستری و برخی از آنها رنگی است. • یک روانشناس یا روانپزشکی که برای استفاده، امتیاز دهی و تفسیر آزمون آموزش دیده است، هریک از این ده کارت را به مخاطب نشان میدهد. در طول آزمون، به فرد مورد آزمون هر یک از ده کارت، یک به یک ارائه میشود. • از آن فرد خواسته میشود توصیف کند که از نظر او کارت چگونه است. • مجاز است که آزمایش کنندگان کارتها را در هر موقعیتی که ممکن است افراد بخواهند نگه دارند، خواه وارونه یا به پهلو. • پاسخ دهندگان آزاد هستند هر طوری که میخواهند تصویر مبهم روی کارت را تفسیر کنند. • آنها همچنین ممکن است به هر روشی که میخواهند پاسخ دهند. مثلاً ممکن است بگویند که در کارت یک چیز یا چندین چیز متفاوت را میبینند یا حتی اصلاً هیچ چیز نمیبینند. • آزمایش کنندگان میتوانند به طور کلی بر روی تصویر، روی جنبههای خاصی از تصویر یا حتی بر فضای سفید که تصویر را احاطه کرده است، تمرکز کنند. • پس از پاسخ دادن، روانشناس سؤالات دیگری را مطرح خواهد کرد تا فرد در مورد برداشتهای اولیه خود بیشتر توضیح دهد. • روانشناس همچنین تعداد زیادی از متغیرها را از جمله اینکه آیا فرد به کل تصویر نگاه میکند، ارزیابی میکند. سپس این مشاهدات در پروفایلی از فرد تفسیر و گردآوری میشود. بدین ترتیب تحلیل گران آزمون رورشاخ در هنگام تحلیل پاسخهای مربوط به جوهرها دقیقاً به دنبال چه چیزی هستند؟ محتوای واقعی پاسخها یک چیز است، اما عوامل دیگر نیز ضروری هستند. برخی از مواردی که تحلیل گران متخصص به دنبال آن هستند، عبارتند از: • چگونه پاسخ دهندگان تصویر را توصیف میکنند. در هر کارت پاسخهای خاصی رایج است، بنابراین امتیازدهندگان کدی را در دست دارند که چنین پاسخهایی را مشخص میکند. • چه مدت زمان لازم است تا فرد به آزمون پاسخ دهد. گذشتن مدت زمان طولانی قبل از ارائه پاسخ ممکن است نشان دهد که مخاطب از آنچه میبیند «شوکه شده» است. • عواملی به عنوان عوامل تعیین کننده شناخته میشوند، که میتوانند شامل مکان، فرم، رنگ و سایه زنی باشند که باعث ایجاد پاسخ میشوند. • نظرات اضافی یا نامربوط. هر گونه اظهار نظر اضافی که بیان شده است، هیچ بخشی از پاسخ اصلی نیست. • محبوبیت یا اصالت پاسخهای داده شده. برخی از پاسخها بسیار متداول است، در حالی که برخی دیگر ممکن است بسیار منحصر به فرد تر باشند. پاسخهای غیرقابل انعطاف پذیری قابل توجه است زیرا ممکن است نشان دهنده اختلال در الگوهای تفکر باشد. چگونه از آزمون لکههای جوهر به عنوان یک ابزار تشخیصی استفاده میشود؟ تحقیقات نشان میدهد که پاسخهای مشخصی به جوهرها ممکن است نشانه اسکیزوفرنی و احتمالاً اختلال دو قطبی و اختلال شخصیت اسکیزوتایپی باشد. با این حال، مطالعات نشان میدهد که پاسخ به لکه جوهر مربوط به اختلال استرس پس از سانحه، اختلالات اضطرابی، اختلال سلوک، اختلال افسردگی اساسی، اختلال شخصیت وابسته، اختلال شخصیت خودشیفتگی، اختلال عملکرد و یا اختلال شخصیت ضد اجتماعی نیست. این آزمون در درجه اول در روان درمانی و مشاوره انجام میشود و افرادی که مرتباً از آن استفاده میکنند، اغلب این کار را به عنوان روشی برای به دست آوردن اطلاعات کیفی در مورد نحوه احساس و عملکرد یک فرد انجام میدهند. سپس درمانگر و مراجع میتوانند برخی از این موارد را در طول درمان بیشتر مورد بررسی قرار دهند. علیرغم بحث و انتقادات در مورد استفاده از آن، امروزه آزمایش رورشاخ همچنان در شرایط متنوعی از جمله در مدارس، بیمارستانها و دادگاهها به طور گسترده مورد استفاده قرار میگیرد. محققان بیان میکنند که این آزمون در شناسایی اختلالات فکری حائز اهمیت است. محققان اظهار داشتند: ارزش آن به عنوان معیار اختلال تفکر در تحقیقات اسکیزوفرنی به خوبی پذیرفته شده است. همچنین به طور مرتب در تحقیقات در مورد وابستگی و در موارد کمتری، در مطالعات مربوط به خصومت و اضطراب استفاده میشود. علاوه بر این، شواهد اساسی استفاده از رورشاخ را به عنوان معیارهای بالینی هوش و اختلال تفکر توجیه میکند. **جمع آوری و تنطیم: دکتر نسرین دانش، الهه قربانپور