مکانیزم دفاعی

مکانیزم‌های دفاعی انسان (خود)، برای رهایی از اضطراب ناشی از عدم تامین نیازهای درونی (نهاد)، که برآورده سازی آن‌ها مجازات و تنبیه از سوی جامعه و وجدان را بدنبال دارد، به مجموعه‌ای از مکانیسم‌های دفاعی متوسل می‌گردد. کارکردهای مکانیسم‌های دفاعی شامل موارد زیر می‌باشد: 1- محافظت از خود و ذهن خودآگاه و همچنین کاهش اضطراب، رنجش، درد، خشم، اندوه، سرخوردگی و استرس . 2- کمک به سازگاری و تطابق بهتر با شرایط و محیط پیرامون و کنار آمدن با واقعیت. 3- دور نگهداشتن سائق‌های نهاد از هوشیاری و حفظ آن‌ها در ناخودآگاه. 4- محافظت خود انگاره از خجالت زدگی و احساس گناه نزد دیگران؛ حفظ آبرو، اعتماد بنفس و عزت نفس نزد دیگران.  خصوصیات مشترک تمام این مکانیسم‌های دفاعی عبارتند از: 1- اغلب اوقات بطور ناخوداگاه اعمال می‌گردند. 2- معمولا با تحریف، انکار و تبدیل واقعیت توام بوده و موجب خود فریبی می‌گردند. مکانیسم‌های دفاعی از دوران خردسالی آموخته شده و سرانجام بصورت عادت در می‌‌آیند. برخی از این مکانیسم‌ها سازنده و انطباقی و برخی دیگر مخرب و غیر انطباقی می‌باشند، که به آن‌ها اشاره خواهیم کرد. استفاده افراطی و اغراق آمیز از این مکانیسم‌ها منجر به روان رنجوری (اضطراب منتج شده ازرفتار ناهنجار کنترل بیش از حد غرایز) واختلالات روانی وشخصیتی در فرد می‌گردند.  چه زمانی مکانیسم‌های دفاعی بیمار گونه و آسیب زا می‌شوند؟ 1- استفاده افراطی، مکرر و اغراق آمیز از آن‌ها. 2- زمانی که دفاع‌ها در حالت انعطاف ناپذیر، خشک و انحصاری بکار می‌روند. 3- هنگامی که دفاع‌ها، شرایط کنونی را به شدت تحریف می‌کنند. 4- استفاده از دفاع‌ها منجر به پدید آمدن مشکلات جدی و عمده در روابط، دوستی‌ها، لذت و برخورداری از زندگی سالم می‌گردد. 5- دفاع‌ها موجب تحریف احساسات و هیجانات گردیده و از ابراز سالم آن‌ها جلوگیری می‌کنند. استفاده از مکانیسم‌های دفاعی بلوغ یافته پیامدهای زیر را بدنبال دارد: سلامت عمومی بدن-سلامتی جسم وروان-بروز کمتر اختلالات روانی در فرد-دوستی و روابط پر مایه وسالم-رضایت شغلی-خوشی و شادکامی-تطابق عالی با شرایط و محیط. تقسیم بندی مکانیسم‌های دفاعی 1- آسیب زا(PATHOLOGICAL): توانایی کنارآمدن با تهدیدات واقعی را از فرد سلب کرده و درک واقعیت را ناممکن می‌سازند. فرد در این حالت واقعیت را بازآفرینی و بازآرایی می‌کند. از نگاه ناظر، استفاده از این دفاع ها جنون آمیز و نابخردانه است. مثل: انکار، تحریف، فرافکنی هذیانی. 2- بلوغ نیافته و ناپخته(IMMATURE): در کودکان و بزرگسالان کاربرد دارد. اما از آنجایی که استفاده از آن‌ها منجر به رفتارهای ناپسند و غیر قابل پذیرش اجتماعی می‌گردند، بزرگسالان استفاده از آن‌ها را کنار می‌نهند. این دفاع ها، بزرگسالان را در کنار آمدن بهینه با واقعیت ناتوان می‌سازند. از دید ناظر، افرادی که به این دفاع‌ها متوسل می‌شوند معمولا بلوغ نیافته و غیر قابل دسترس می‌نمایند. استفاده مداوم از آن‌ها مشکلات جدی را در کنار آمدن با واقعیت پدید می‌آورد. مثل: خیالپردازی، فرافکنی، خود بیمار انگاری، رفتار منفعل-پرخاشگر و برون ریزی. 3- روان رنجور(NEUROTIC): در همه افراد شایع است. این دفاع‌ها در کوتاه مدت مفید بوده، اما در بلند مدت منجر به مشکلاتی در روابط، شغل و کامیابی از زندگی می‌گردند. مثل: توجیه عقلی، واپس زنی، واکنش وارونه، جابجایی و گسستگی. 4- بلوغ یافته (MATURE): این دفاع‌ها مقبول بوده و از بزرگسالان سالم سر میزند. این دفاع‌ها در سلامت روان افراد، نقش تعیین کننده و مثبتی دارند. مثل: والایش، نوع دوستی، پیش بینی وشوخ طبعی .  انواع مکانیسم‌های دفاعی ۱- واپس رانی(REPRESSION): سرکوب و یا واپس رانی اصـلی‌تـرین مـکـانیـسم دفـاعـی محـسـوب شـده و دیـگــر مکانیسم‌هـا بعنوان ابزار کمکی بکار می‌روند. واپس رانی بـه مـعـنی جلوگیری از ورود افکار، خاطرات، آرزوها، امیال و تجـارب دردنـاک، نـاخـوشایـنـد، شرم آور و ناپسند به سطح خودآگاه و هشیار می‌باشد. در ایـن مـکـانـیـسم خـاطـرات اسـترس زا به طور گزینشی به ناخودآگاه رانده می‌شوند. واپس رانـی بـا انـکار متفاوت است در واپس رانی، فرد هیچ چـیزی را نفی نمی‌کند. مثال: دختری که در خردسالی مورد تعـرض جنسی واقع شده، ایـن تـجـربـه دردنـــاک را سرکوب می‌کند. 2- فرونشانی(SUPPRESSION): واپس رانی‌ای که بطور ارادی و خودآگاه صورت می‌گیرد فرونشانی نامیده می‌شود. بازداری ارادی و هشیار از ورود افکار، احساسات، تجارب و خاطرات خاص به سطح هشیار، احتراز از اندیشیدن به مواد اضطراب زا و آزاردهنده و منحرف کردن هشیاری به موضوعات دیگر. مثال: دانش آموزی که به تعطیلات رفته، نگران است که نتواند از پس امتحانات برآید، اما وی تصمیم می‌گیرد برای اینکه تعطیلاتش خراب نشود مدرسه و امتحاناتش را فرو نشانده و به آن‌ها فکر نکند. 3- واپس روی(REGRESSION): در این مکانیسم شیوه‌های حل مسائل به سبک بزرگسالان جای خود را به رویکردی کودکانه می‌دهد. واپس روی یعنی بازگشت به مراحل ابتدایی رشد و تکامل (مراحلی مطمئن تر،امن تر و فاقد استرس) و بروز واکنش‌های بلوغ نیافته. مثال: بزرگسالی که هنگام سرخوردگی و ناکامی عروسکی را در آغوش می‌گیرد. مثال: مرد 25 ساله‌ای که دچار مشکلات مالی جدی گردیده، تمایل پیدا می‌کند به خانه پدری خود بازگشته و والدین از وی مراقبت کنند. مثال: مکیدن شست و یا مداد، به لحن کودکان صحبت کردن و هرگونه بروز رفتار سنین پایین تر از خود واپس روی محسوب می‌گردد. 4- انکار(DENIAL): عبارت است از انکار و نفی واقعیت، رفتار، کردار و عامل اضطراب زا؛ عدم پذیرش واقعیت و رد رویدادها. مثال: مادری پس از دریافت خبر کشته شدن پسرش در جنگ، مرگ پسرش را انکار کرده و باز بشقاب غذایش را سر میزغذاخوری می‌آورد و یا لباس‌هایش را مرتب می‌کند. مثال: افراد مسن غالباً پیر شدن خود را انکار کرده و می‌گویند ما هنوز جوان هستیم. مثال: معتادان همواره اعتیاد خود را انکار می‌کنند. مثال: هنگامی که پزشک سرطان را در بیمارش تشخیص می‌دهد، بیمار آن را نادرست پنداشته و سراغ پزشک دیگری می‌رود. 5- جابجایی(DISPLACEMENT): انتقال احساسات، هیجانات و تکانه‌های اضطراب زا از یک شخص و یا شیء (تهدید کننده و یا غیر قابل دسترس) به فرد و یا شیء امن‌تر و قابل پذیرش‌تر. تخلیه احساسات فروخورده بر سر اهداف بی‌خطر‌تر (افراد زیر دست، تحت فرمان، وابسته و یا ضعیف‌تر از شما). مثال: کارمند عصبانی از دست رئیس خود، از آنجایی که قادر نیست بر سر رئیس خود فریاد بکشد، هنگامی که به خانه باز می‌گردد عصبانیت خود را سر همسر خود خالی کرده و سر وی فریاد می‌کشد. مثال: فرزندان عصبانیت خود را با کوبیدن درها به هم ابراز می‌کنند. مثال: یک مرد ناکام در ارضای نیازهای جنسی خود، به پرخوری روی می‌آورد. 6- دلیل تراشی(RATIONALIZATION): عبارت است از استفاده از استدلال‌های منطقی و پذیرفتنی برای توجیه رفتار و احساسات غیر موجه و توجیه ناپذیر- بازآرایی شناختی از ادراکات فردی-علل غیر واقعی جانشین علت و انگیزه اصلی و واقعی می‌گردد. مثال: فردی که از اداره خود اخراج گردیده علت اخراج خود را چنین توجیه می‌کند: من چون آدم متملقی نبودم و چاپلوسی رئیس را نمی‌کردم اخراج شدم. در صورتی که بی کفایتی و عملکرد ضعیف وی علت اصلی برکناری وی بوده است. مثال: سارقی که به یک سوپرمارکت دستبرد میزند هنگام بازجویی می‌گوید که صاحب سوپر مارکت مستحق آن بوده است ویا برداشتن چند قلم جنس از ثروت صاحب آن نخواهد کاست. 7- جبران(COMPENSATION): مستور ساختن جنبه‌های منفی (کاستی‌های نامطلوب) خودانگاره و شخصیت با تاکید و تقویت اغراق آمیز جنبه‌های مثبت -متوازن سازی تقابلی ضعف‌ها و عیوب-فرد حس خود کم بینی، حقارت و شکست‌هایش را با مطرح ساختن خود در زمینه‌های دیگر پنهان می‌سازد- تقویت یک ویژگی مثبت در جبران یک ویژگی منفی و یا جبران ناکامی‌ها با کامجویی مفرط در زمینه‌های دیگر. جبران دو گونه است یکی تقویت ویژگی منفی و ضعیف و دوم جایگزین ساختن یک ویژگی مثبت و کارآمد جای یک ویژگی منفی. مثال: کودک لاغر و نزار در بزرگسالی به پرورش اندام روی آورده و بدنساز می‌شود. مثال: نوجوانی که از مشکلات تکلمی رنج می‌برد در بزرگسالی سیاست مدار و یا سخنران می‌شود. مثال: یک دانش آموز با چهره نازیبا در دانشگاه، دانشجوی ممتاز گردیده و یا پژوهشگر می‌شود. مثال: یک دختر نا زیبا، رقصنده ماهر می‌شود. 8- توجیه عقلی(INTELLECTUALIZATION): استفاده مفرط از تفکر و منطق انتزاعی-پرهیز از احساسات آزار دهنده با تمرکز بر جنبه‌های عقلانی-انفصال هیجان از اندیشه-نادیده گرفتن جنبه احساسی قضایا و پرداختن به تجزیه و تحلیل شناختی آن‌ها. مثال: تمرکز بر جزئیات برگزاری مراسم ترحیم و خاک سپاری جای عزاداری و سوگواری. مثال: بحث در مورد فاکتورهای مهندسی ساختمان‌ها و یا مکانیسم عمل زلزله‌ها پس از روی دادن زلزله جای سوگواری و پرداختن به جنبه احساسی آن. مثال: زنی که مورد تعرض جنسی قرار گرفته شروع می‌کند به تحقیق و جستجوی اطلاعات در زمینه سایر موارد تجاوزها و روانشناسی متجاوزان و قربانیان آن و یا در کلاس‌های دفاع شخصی شرکت می‌کند. 9- برون ریزی(ACTING OUT): استفاده از کنش‌های فیزیکی به جای کنار آمدن مستقیم با چالش‌ها و صحبت کردن درباره احساسات خود، درست نقطه مقابل مکانیسم والایش است، تسلیم خواسته‌های نهاد شدن، بدون در نظر گرفتن عواقب منفی آن. مثال: مردی که قادر به ابراز احساسات ناکامی و درماندگی خود در زندگی زناشویی نیست، به برقراری رابطه نامشروع روی می‌آورد، بدون در نظر گرفتن عواقب آن. مثال: فردی که هنگام خشمگین شدن قادر به کنترل خود نیست و به همه چیز آسیب می‌رساند. 10- درون فکنی(INTROJECTION): نوع شدید همانند سازی می‌باشد که در آن فرد ارزش‌ها و ویژگی‌های فرد و یا گروه دیگر را جذب ساختار "خود" می‌کند. درونی کردن احساسات، ارزش‌ها و ویژگی‌های فرد دیگر، ویژگی‌هایی که خودمان در آن زمینه ضعف داریم. نسبت دادن افکار و احساسات دیگران به خود و تقلید از آن‌ها. مثال: فردی که قرار است کنفرانس بدهد، خود را جای یک سخنران نامدار قرار می‌دهد و اینگونه اعتماد بنفس پیدا می‌کند. مثال درون فکنی شدید: فرد پس از فوت همسرش، نشانه بیماری متوفی را بروز می‌دهد مثلا اگر همسرش بر اثر سکته قلبی فوت کرده باشد وی در جریان سوگواری به درد سینه مبتلا می‌شود. 11- همانند سازی(IDENTIFICATION): روند الگوبرداری (تقلید) افکار، اخلاقیات، رفتار و سلایق فرد دیگر- تقلید ویژگی‌های مطلوب فرد دیگر-الگو قرار دادن دیگران-تطابق خود با دیگران بطور ناخودآگاه- افزایش احساس ارزشمندی با همانند سازی با شخصیت‌های برجسته و نامدار. مثال: دختر دانش آموزی که مصرانه از مادر خود می‌خواهد تا کفش مشابه کفش همکلاسی خود را برایش خریداری کند. اما به شدت تقلید از همکلاسی خود را رد می‌کند. مثال: کارمند در جلسه اداره، زبان بدن مدیر عامل را تقلید می‌کند و یا نقطه نظرات مشابه وی را بیان می‌کند. مثال: فرد به سینما رفتن علاقه مند می‌شود چراکه فرد محبوب و مورد تحسین وی (الگو) به سینما علاقه دارد. مثال: فرد قربانی با مهاجم همانند سازی می‌کند و رفتار وی را تقلید می‌کند تا کمتر احساس درماندگی کرده و درمقابل احساس قدرت بیشتری نماید و ممکن است با مهاجم خود همدست نیز شود. 12- برون فکنی(PROJECTION): نقطه مقابل درون فکنی است-نسبت دادن احساسات، امیال، افکار، تکانه ها و گرایشات نامطلوب، ناخوشایند و غیر اخلاقی خود به افراد و یا شیء خارجی دیگر. مثال: دختری که نسبت به همکار مرد خود گرایش جنسی دارد، همکار خود را متهم به چشم چرانی و هوسرانی می‌کند. مثال: شما از فردی نفرت دارید اما تصور می‌کنید وی از شما نفرت دارد. مثال: شما تصور می‌کنید نازیبا و غیر جذاب هستید و این تصور را به جنس مخالف خود نسبت داده و از مواجهه با جنس مخالف خود اجتناب می‌ورزید (ترس از طرد شدن). مثال: مرد بی وفا نسبت به همسر خود، همسر خود را به خیانت متهم می‌کند. بلاگردان سازی به معنی سپر بلا قرار دادن دیگران نیز تلفیقی از برون فکنی و انکار است. 13- والایش(SUBLIMATION): انرژی خود را صرف فعالیت‌های سازنده کردن-هدایت افکار و تکانه‌های ناپذیرفتنی از سوی جامعه به اهداف پسندیده‌تر. مثال: فردی که گرایشات جنسی و یا خشونت آمیز قوی دارد به ورزش بوکس روی آورده و یا سرباز می‌شود. مثال: دختری که مجبور است برای لاغر شدن رژیم‌های سخت بگیرد به نقاشی علاقه مند شده و بیشتر تصاویر میوه‌ها را نقاشی می‌کند. مثال: مردی که از عمل بریدن لذت می‌برد، جراح می‌شود. مثال: کودکی که می‌خواهد توجه والدین خود را جلب کند شاگرد ممتاز مدرسه می‌شود. 14- باطل سازی(UNDOING): به خنثی کردن گفتار و اعمال پیشین اطلاق می‌گردد. تلافی کردن رفتار وکردار ناپسند. مثال: مردی که همسر خود را تحقیر کرده است، برای همسر خود هدیه میخرد و یا بطور مبالغه آمیزی از وی تعریف و تمجید می‌کند. مثال: فردی که مرتکب قتل شده مکررا دست‌های خود را می‌شوید. مثال: شما پشت سر دوست خود از وی بدگویی می‌کنید، سپس از کرده خود پشیمان شده و وی را به منزل خود به شام دعوت می‌کنید. مثال: فرد ثروتمندی که به موسسات خیریه کمک مالی می‌کند، چرا که ثروت خود را از طرق نامشروع کسب کرده است. 15- واکنش سازی(REACTION FORMATION): واکنش سازی و یا واکنش وارونه، زمانی است که شما احساس و نیت خود را بطور اغراق آمیزی عکس آن چیزی که بوده ابراز می‌کنید؛ نوعی تظاهر و وانمود کردن. مثال: مردی که گرایش به مردان دیگر دارد، نسبت به همجنس گرایان ابراز نفرت می‌کند. مثال: شما از مهمانی بدنتان می‌آید اما بیشتر از میهمانان دیگر به وی احترام گذاشته و به اصطلاح تحویلش می‌گیرید. مثال: زن متاهل از بیم آنکه همکارش به وی علاقه مند نگردد با همکار مرد خود بدرفتاری می‌کند. مثال: یک مرد خشن و پرخاشگر ممکن است با این رفتار میخواهد تردیدها و ناتوانی‌های جنسی خود را پنهان سازد. مثال: استاد دانشگاهی که تصور می‌کند از دانش علمی کافی برخوردار نیست، بیشتر از واژه‌ها و اصطلاحات پیچیده و علمی استفاده می‌کند. 16- آرمانی ساختن(IDEALIZATION): برآورد اغراق آمیز صفات و ویژگی‌های مثبت و ناچیز شمردن خصویات منفی و یا نادیده گرفتن آن‌ها. مثال: عاشق تنها خوبی‌های معشوق را می‌بیند و از دیدن بدی‌های آن عاجز است. 17- پیش بینی(ANTICIPATION): پیش بینی رویدادهای احتمالی آینده و در نظر گرفتن واکنش‌ها و راه حل‌های واقع گرایانه و جایگزین، برنامه ریزی برای آینده و ملاحظه پیامدهای رفتار خود. 18- نوع دوستی(ALTRUISM): خدمت رسانی و یاری رساندن به دیگران بطور سازنده که رضایت فردی را بدنبال دارد. فرد از واکنش مثبت دیگران خشنود شده و احساس خوبی پیدا می‌کند. 19- اجتناب و یا رویگردانی(AVOIDANCE): کنار آمدن با عوامل استرس زا با عدم مواجهه با آن‌ها. مثال: شما از همکار خود در اداره بدتان می‌آید، بنابراین سعی می‌کنید با وی برخورد نداشته باشید و یا نزدیک وی نروید. مثال: فردی که از ارتفاع هراس دارد، سعی می‌کند از مکان‌های مرتفع دوری کند. مثال: هنگامی که در مورد مسایلی که از نظر شما ناخوشایند است، سخن به میان می‌آید، سعی می‌کنید موضوع بحث را عوض کنید. 20- شوخ طبعی(HUMOUR): تاکید بر جنبه‌های جالب و طنزگونه عامل استرس زا و تعارضات. انحراف از جدیت و نیمه خالی به نیمه مثبت و پر. مثال: شخصی که دچار بیماری ناشناخته‌ای است این موضوع که پزشکان قادر به تشخیص بیماری وی نیستند را دستمایه خنده قرار می‌دهد. 21- انزوا(ISOLATION): تفکیک جزء و مولفه هیجان از خاطرات، تجارب و افکار دردناک. انباشت تمام هیجانات در یک بخش ذهنی محبوس و غیر قابل دسترس. مثال: دانشجوی پزشکی بدون احساس ترس از مرده و یا مرگ جسد تشریح را کالبد شکافی می‌کند. مثال: کارمند بانک هنگام رویارویی با سارق با خونسردی و آرامش سارق را ناکام می‌سازد اما پس از اینکه سارق بانک را ترک می‌کند، وی بلافاصله از ترس می‌لرزد و یا گریان می‌شود. 22- خیالپردازی(FANTACY): فرد به منظور گریز موقتی از شرایط دردناک به خیالپردازی روی می‌آورد. هدایت آرزوهای دست نیافتنی و یا نامقبول به قوه تخیل. 23- پیوند جویی(AFFLIATION): کمک خواستن و حمایت دیگران را خواستار شدن. تسهیم مشکلات با دیگران. 24- بی‌ارزش سازی(DEVALUATION): فرد، اهداف مطلوب و خواستنی اما غیرقابل دسترس را بی ارزش و معیوب معرفی می‌کند. مثال: مصداق ضرب المثل گربه دستش به گوشت نمی‌رسد، می‌گوید بو می‌دهد. مثال: فردی که در مصاحبه ورودی استخدام رد می‌شود، شرکت مورد نظر را بی اعتبار معرفی می‌کند. 25- ناچیز شماری(TRIVIALIZING): کوچک شمردن و بی اهمیت شمردن مسایل مهم وجدی. مثال: فرد پس از به زمین خوردن، پس از برخاستن می‌خندد. مثال: پسری که از سوی دختری طرد می‌گردد، به دوستانش می‌گوید که آن دختر زیاد هم زیبا نبود. 26- طفره و انحراف(DEFLECTION): منحرف کردن توجه بسوی مسایل و افراد دیگر. 27- بازداری هدف(AIM INHIBITION): هنگامی که ما با اهداف و آرزوهای دست نیافتی مواجه می‌شویم، انتظارات خود را تقلیل می‌دهیم. نوعی جابجایی و دلیل تراشی می‌باشد. مثال: مردی که به یک زن گرایش جنسی دارد اما به هر دلیلی قادر نیست نیاز اصلی خود (ارضا جنسی) را تامین کند (مثلا زن متاهل است)، به زن می‌گوید، تنها چیزی که ما نیاز داریم یک دوستی صمیمانه است. مثال: فردی که به حرفه دامپزشکی علاقه وافری دارد اما نمی‌تواند در رشته مزبور ادامه تحصیل بدهد، دستیار دامپزشک می‌شود. 28- دو پاره سازی(SPLITTING): فرد اطرافیان خود را به دو گروه عمده خیلی خوب و خیلی بد تقسیم بندی می‌کند؛ همه چیز را سیاه و سفید می‌بیند؛ از قانون همه یا هیچ استفاده می‌کند. اما این دو گروه مدام جای خود را به یکدیگر می‌دهند. یعنی فردی که صبح خیلی بد بوده ناگهان عصر همان روز در گروه خیلی خوب قرار می‌گیرد. علت آن عدم توانایی فرد در کنار آمدن با احساسات دوسوگرا می‌باشد. مثال: زن از شوهر خیانت کار خود خرده نمی‌گیرد، اگر چه شوهرش کماکان به روابط نامشروع خود ادامه می‌دهد. 29- گوشه گیری(WITHDRAWAL): فرد تصمیم می‌گیرد برای کاهش عوامل استرس زا از اطرافیان خود کناره گیری کرده و انزوا طلب می‌شود. 30- جسمانی کردن(SOMATIZATION): تعارضات (مشکلات روانی) خود را به شکل نشانه های جسمی، دربخش هایی از بدن که از اعصاب سمپاتیک وپاراسمپاتیک عصب گیری میشوند، بروز میدهند. هدایت اضطراب به مشغولیت ذهنی با شکایت از یک مشکل جسمانی برای منحرف ساختن توجه از مسایل روانی آزار دهنده. فرد بطور اغراق آمیزی نگران سلامتی خود است. این مکانیسم با خودبیمار انگاری متفاوت است که فرد برای جلب توجه دیگران از یک بیماری موهوم شکایت میکند. در خود بیمار انگاری، فرد بطور ناخوداگاه تکانه های ناپذیرفتنی را به شکل نگرانی جسمی بی مورد بروز میدهد. خود بیمار انگاری نیز با تمارض متفاوت است . در تمارض نشانه های بیماری عمدا ایجاد میشوند. علایم جسمانی کردن مثل فشار خون بالا، تیک های عصبی و یا بثورات جلدی. مثال: مردی که زن خود را تهدید به زدن می کند ناگهان دستش فلج میشود. مثال: یک فرد بسیار پرخاشگر و سلطه جو، که شرایط زندگی اجازه بروز این رفتارها را از وی سلب کرده است، به فشار خون بالا مبتلا میشود. 31- تبدیل(CONVERSION): مانند جسمانی سازی میباشد، اما این بار تعارضات در نواحی از بدن که از اعصاب حرکتی و حسی عصب گیری میشوند، بروز می یابند. انتقال تعارضات روانی (تکانه های سرکوب شده) به نشانه های جسمی به منظور تسکین اضطراب. این علایم شامل نابینایی، فلج شدن و نا شنوایی موقت و یا تشنج، سردرد، خستگی و تیک های عصبی میباشد. 32- جداسازی(COMPARTMENTALIZATION): فرایند انفصال بخشی از خود از هشیاری دیگر بخش‌ها. مثال: مرد درستکار و امینی که از بازگرداندن کتاب کتابخانه سرباز میزند و دو نظام ارزشی متمایز را در کنار هم حفظ میکند. مثال: دزدان در میان خود و با خانواده خود بسیار درستکار و صادق میباشند. 33- گسستگی(DISSOCIATION): تفکیک گروهی از افکار و فعالیتها از بخش اصلی سطح هشیاری و گریز روانی از شرایط آسیب زا. جدا کردن خود از واقعیت. تغییر عمده و موقتی در شخصیت ویا هویت. وجود دو یا چند روند ذهنی در آن واحد بدون یکپارچه شدن آنها. فرد روندهای رفتاری و هیجانی خود را از الگوی رفتاری هشیار و یا هویت معمول خود جدا میسازد. قطع به هم پیوستگی خاطرات، هیجان و خوداگاهی. قطع ارتباط با خود و یا محیط. مانند واپس رانی بوده و معمولا در پی یک ضربه روحی سهمگین عارض میگردد. مثال: خیال پروری در طی روز. مثال: شما پس از تصادف سهمگین به گونه ای رفتار میکنید که انگار شما در این تصادف حضور نداشته اید. مثال: نیاوردن مشکلات کاری به خانه (یک گسستگی سالم). 34- قدرت مطلق و یا همه توانا(OMNIPOTENCE): فرد به گونه ای رفتار میکند که گویی از یک قدرت، توانایی و یا موهبت ویژه برخوردار بوده و برتر از دیگران است. 35- نمادی سازی(SYMBOLIZATION):یک بازنمایی روانی، یک ایده و یا شیء پیچیده جای خود را به یک شیء و یا عمل دیگر میدهد. جابجایی آرزوهای عمیق(سرکوب شده) و نسبت دادن آنها به اشیا و اعمال. مثال: سربازان علت پیوستن به ارتش را دفاع از پرچم معرفی میکنند. مثال: شکل گیری رویاها. 36- خیالپردازی در خودمانده(AUTISTIC FANTACY):نوع شدید خیالبافی است که درآن فرد کاملا یک زندگی خیالی را برای خود پدید می آورد. 37- رفتار پرخاشگرانه، منفعل، منفعل-پرخاشگرانه و با قاطعیت: نیز دیگر مکانیسمهای دفاعی میباشند. 38- مقاومت(RESISTANCE):ایستادگی شدید در برابر ورود داده های سرکوب شده(ناهشیار) به سطح هشیار. 39- شکایت و رد کمک(HELP-REJECTING COMPLAINING): فرد مدام از اطرافیان خود شکایت کرده و مکررا تقاضای کمک میکند، اما زمانی که دیگران میخواهند به وی کمک کنند و یا وی را راهنمایی کنند، پیشنهادات، اندرزها و کمکهای دیگران را رد میکند. در واقع این رفتار در استتار احساسات، خصومتها و یا سرزنش پنهان نسبت به دیگران، در فرد بروز می یابد. نکته: مکانیسمهای دفاعی بلوغ یافته و سالم شامل: پیوند جویی، والایش، شوخ طبعی، فرونشانی، نوع دوستی، پیش بینی و رفتار قاطع می‌باشند. نکته: استفاده از مکانیسمهای گسستگی، خیالپردازی، رویگردانی، همانند سازی، جبران، جابجایی، انزوا و واپس رانی در حد معتدل و سالم جایز است اما استفاده اغراق آمیز، مفرط و تکرار شونده، بسیار آسیب زا خواهند بود . << درج و انتشار مقالات تنها با ذکر نام و عنوان نویسندگان، بلا مانع و در غیر اینصورت، مشمول سرقت ادبی بوده و مورد پیگرد قانونی خواهد بود.>> منابع: 1- کتاب اصول مصاحبه بالینی بر اساس DSM_4 - - اتمر 2-ایگو و مکانیزمهای روانی –آنا فروید گردآوری: بهرام جهانگیری –کارشناس ارشد روانشناسی بازنگری و تصحیح: دکتر نسرین دانش – متخصص اعصاب و روان