اختلالات اضطرابی

مطالعه جمعیت شناختی اختلالات اضطرابی در زنان و مردان در شیراز، آذر ماه 86 الی خرداد ماه 93 دکتر نسرین دانش: گروه روانپزشکی و روانشناسی، مدرس دانشگاه آزاد اسلامی شیراز، مرکز تخصصی روانپزشکی و مشاوره دکتر دانش فرحناز شفیعی سروستانی: کارشناس ارشد مشاوره، مرکز تخصصی روانپزشکی و مشاوره دکتر دانش الهه قربانپور: کارشناس ارشد آمار زیستی، مدرس دانشکده علمی کاربردی چکیده سابقه و هدف: در دنیای امروز به علل مختلفی همچون وضعیت کاری و زندگی اجتماعی افراد، اختلالات اضطرابی در میان جمعیت عادی روندی افزایشی دارد. مطالعه حاضر به منظور بررسی و مقایسه اضطراب بین جمعیت عادی مردم در شیراز انجام گرفته است. مواد و روش‌ها: در يک مطالعه تحليلی مقطعی 1513 بيمار مراجعه کننده به کلینیک روانپزشکی در شیراز که نهايتاً تشخيص يکی از اختلالات اضطرابی بر اساس معيارهای DSM-IV برای آن‌ها مسجل گرديده بود، مورد بررسی قرار گرفتند. سپسس داده‌های بدست آمده توسط نرم افزار آماری SPSS19 و با استفاده از آزمون‌ کای دو، آزمونt و آناليز واريانس يک طرفه مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. یافته‌ها: میزان ابتلا به بیماری‌های اضطرابی در زنان بیش از مردان می‌باشد. میانگین سنی زنان و میانگین تعداد فرزندان آنان بیش از مردان بوده است. بيماری‌های همراه در %27.3 موارد در زنان و25.2% در مردان ديده شد. استنتاج: عامل جنس با ابتلا به اختلالات اضطرابی رابطه معنی داری داشت. وضعیت تاهل، جدایی، تعداد فرزندان، مشکلات خانوادگی و رسیدگی به وضعیت فرزندان در زنان اثر بیشتری نسبت به مردان دارد که این خود موجب بالاتر بودن نرخ اضطراب در زنان نسبت به مردان می‌باشد. واژه های کلیدی: استرس، اختلالات اضطرابی، مقدمه اختلالات اضطرابی گروهی از اختلالات روانی است که با اضطراب و ترس (اضطراب نگرانی در مورد رویدادهای آینده و ترس واکنشی به وقایع جاری) همراه می‌باشد(1). این احساسات ممکن است علائم فیزیکی، مانند تپش قلب و لرزش بدن را ایجاد کنند(2). این اختلالات اغلب با سایر اختلالات روانی، به خصوص اختلال افسردگی اساسی، اختلال دو قطبی، اختلالات شخصیتی خاص و اختلالات غذا خوردن رخ می‌دهند(3). به عبارت دیگر می‌توان اضطراب را یک احساس منتشر، ناخوشایند و مبهم هراس و دلواپسی با منشاء ناشناخته که به فرد دست می‌دهد و شامل عدم اطمینان، درماندگی و برانگيختگی فيزيولوژی است، تعریف کرد(1-3). وقوع مجدد موقعيت‌هايی که قبلاً استرس زا بوده‌اند يا طی آن‌ها به فرد آسيب رسيده است، باعث ایجاد اضطراب در افراد می‌شود(4). اختلالات اضطرابی نظیر دیگر بیماری‌های جدی، بطور مشخص عملکرد روانی – اجتماعی و کیفیت زندگی افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهند(5) عبارت اضطراب چهار جنبه از تجارب یک فرد را می‌تواند پوشش دهد: نگرانی روانی، تنش‌های جسمی، نشانه‌های جسمانی و اضطراب تجزیه‌ای(6). اضطراب هنگامی در فرد بروز می‌کند که شرایط استرس ‌زا در زندگی او بیش از حد طولانی شود، بطور مکرر رخ دهد و یا اینکه دستگاه عصبی بدن نتواند به مرحله مقاومت تنیدگی پایان دهد و بدن برای مدتی طولانی همچنان مقاوم باقی بماند(4). در این صورت بدن فرسوده و در برابر بیماری‌های جسمی و روانی آسیب‌پذیر می‌شود. اضطراب یک حالت ناخوشایند از آشفتگی درونی است که اغلب با رفتار عصبی همراه می‌باشد(6). اضطراب یک احساس ترس، نگرانی، ناآرامی، معمولاً عمومی و غیر متمرکز به عنوان یک واکنش افراطی به یک وضعیت است(7) و اغلب با تنش عضلانی، بی قراری، خستگی و مشکلات در تمرکز همراه است(8). اضطراب می‌تواند مناسب باشد، اما زمانی که بیش از اندازه شدید و همچنین بیش از حد طولانی باشد، ممکن است که نشانه‌ای از یک اختلال اضطرابی در شخص باشد(9). از جمله نشانه‌های دیگر اضطراب می‌توان به احساس خستگی مفرط، اشکال در تمرکز، احساس تحریک پذیری، دردهای عضلانی، مشکل خواب، گر گرفتگی و سرد شدن یک باره بدن، ضربان قلب بالا، گرفتگی و سنگینی قفسه سینه، افزایش تعداد و سرعت تنفس، تفکر وسواسی و رفتار وسواسی اشاره کرد(10). اضطراب یک احساس طبیعی انسان است که هر فردی در زمانی خاص آن را تجربه می‌کند(11). تمام انسان‌ها در زندگی خود دچار اضطراب می‌شوند، اما اضطراب مزمن و شديد غيرعادی و مشکل ‌ساز تعریف می‌شود(12). استرس همیشه آسیب رسان نیست؛ در مقادیر کم، می‌تواند به فرد برای ایجاد انگیزه و انجام بهتر امور کمک کند. در واقع استرس راهی برای داشتن تمرکز، انرژی و احتیاط می‌باشد. اما فراتر از یک حد مشخص، اگر استرس را نتوان کنترل و متوقف کرد، باعث آسیب‌های عمده‌ای به سلامت جسمی و روحی، خلق و خوی، بهره وری، روابط اجتماعی و کیفیت زندگی افراد می‌شود(12-16). اضطراب مرحله پيشرفته استرس مزمن است و هنگامی به صورت يک مشکل بهداشت روانی در می‌آيد که موجب رنج یا ناراحتی برای فرد يا اطرافيانش شود، يا مانع رسيدن او به اهدافش شود و يا در انجام کارهای روزانه و عادی او اختلال ایجاد کند(15). به طور کلی علل اضطراب به سه عامل کلی برمی‌گردد: عوامل زيست شناختی و جسمانی، عوامل محيطی و اجتماعی و عوامل ژنتیکی و ارثی(17). اختلالات اضطرابی در زنان بطور معمول دو برابر مردان گزارش شده است و به طور کلی در دوران کودکی آغاز می‌شود(1-3). مردان و زنان در برخورد با استرس تفاوت دارند، چرا که برای مردان برخورد با استرس در تغيير دادن شرايطی كه موقعيت استرس زا را از بين ببرد خلاصه می‌شود، اما زنان برای مقابله با استرس در نگرش‌های خود تجديد نظر می‌كنند(18). یک چهارم از جمعیت جهان از حداقل یکی از اختلالات اضطرابی رنج می‌برند(19) و شیوع آن در حدود 8 تا 10درصد برای اطفال و 9 تا 15درصد برای بالغین است(20). همچنین شیوع برای تمام زندگی 25درصد برآورد شده است(19). 18درصد از مردم آمریکا و 14درصد از اروپایی‌ها تحت تاثیر یک یا چند اختلال اضطرابی می‌باشند. این اختلالات با همدیگر و سایر اختلالات روانی نیز دیده می‌شود(21). تشخيص اضطراب و درمان آن بدلیل شکل گرفتن شخصیت افراد در دوران کودکی و نوجوانی اهمیت بسزایی دارد(5و9). بسياری از کودکان زمانی که در شرايط جديدی قرار می‌گيرند، دچار اضطراب می‌شوند و واکنش‌های متعددی (مانند لکنت زبان، آويزان شدن به پدر و مادر، خجالتی شدن، جويدن ناخن و ...) را از خود بروز می‌دهند(22). وظيفه والدين در چنین موقعيت‌هایی اين است که با کودک با صبر و حوصله بر خورد کنند و به او اعتماد به نفس لازم را برای مواجهه با آن شرايط بدهند. تشويق والدين در ارتباط برقرار کردن فرزندان با محيط خارج از خانه و افراد غير فاميل بسيار مؤثر است. يکی از شايع‌ترين دلايل دل درد و حالت تهوع در کودکان دبستانی، ترس و اضطراب از مدرسه است. نگرانی پدر و مادر (از ورود تازه کودک به مدرسه، وضعيت درسی او و ...) باعث انتقال آن به فرزند شده و اضطراب او را افزايش می‌دهد(22). از اختلالات اضطرابی شايع در کودکان می‌توان اضطراب اجتماعی، ترس از مدرسه، اضطراب امتحان و اضطراب جدايی را نام برد(1و22). با بزرگ شدن کودک و ورود به دوران نوجوانی ممکن است اختلالات اضطرابی جديدی در او پديد آيد(21و22). علائم اضطراب اغلب اوقات به تدریج افزایش می‌یابد و با توجه به اینکه تمام افراد تجربه برخی از علائم اضطراب را در برخی از دوره‌های زندگی داشته‌اند، نمی‌توان به درستی میزان آن را تشخیص داد و تعیین کرد(23). اضطراب نشانه اصلی بسیاری از مشکلات، از جمله اختلال هراس، ترس، اختلال استرس پس از سانحه و اختلال اضطراب اجتماعی (هراس اجتماعی) است(1-3). اضطراب می‌تواند کوتاه مدت (حالت یا STATE) و یا طولانی مدت (صفت یا TRAIT) باشد. صفت اضطراب نشان دهنده تمایل پایدار برای پاسخ به اضطراب در پیش بینی از شرایط تهدید است، به این دلیل می‌باشد که با صفت شخصیتی روان فرد مرتبط است(18). این اضطراب ممکن است خودآگاه یا ناخودآگاه باشد(18). گزینه‌های درمان شامل تغییر در شیوه زندگی، روان درمانی و دارو درمانی می‌باشد. داروها معمولاَ تنها در صورتی توصیه می‌شوند که اقدامات دیگر موثر نباشند(2 و5). زندگی مدرن سرشار از مشکلات، شتاب زدگی، سرخوردگی و خواسته‌ها است. برای بسیاری از مردم، استرس امری عادی است که به یک روش زندگی تبدیل شده است. بدلیل اینکه بطور کلی بیش از گذشته مردم از اختلالات اضطرابی رنج می‌برند(24)، مطالعات زیادی در مورد سلامت روانی مردم انجام شده است، اما همچنان اطلاعات محدودی در مورد علل اصلی اضطراب و بیماری‌های همراه در دست می‌باشد(1). مطالعات بسياری در اين زمينه در سراسر جهان انجام گرديده كه در بسياری از مقالات لزوم بررسی روحی - روانی و پيشگيری از بروز بيماری‌های روانی در مردم پيشنهاد شده است. مطالعه حاضر به منظور بررسی وضعيت سلامت عمومی در جمعیتی انتخابی از آبان ماه 86 تا خرداد ماه 93 در شهر شیراز انجام گردیده است. مطالعه حاضر از نوع تحلیلی مقطعی می‌باشد. در بازه زمانی آذر ماه سال 86 تا خرداد ماه 1393، 1513 بیمار مراجعه کننده به کلینیک تخصصی روانشناسی و روانپزشکی دکتر دانش در شهر شیراز که نهايتاً تشخيص يکی از اختلالات اضطرابی بر اساس معيارهای DSM-IV برای آن‌ها مسجل گرديده بود، مورد بررسی قرار گرفتند. خلاصه نتایج بدست آمده از 1513 بیمار مبتلا به اختلالات اضطرابی با توجه به جدول شماره 1 و 2 بدین صورت می‌باشد: از نظر ویژگی‌های جمعیت شناختی در این مطالعه 66.1% زن و 33.9% مرد بودند. میانگین سنی بیماران زن 35.03±14.02 و بیماران مرد 28.45±10.38 بود و شایع‌ترین سن ابتلا در این مطالعه 17 الی 40 سال بود. از نظر وضعیت تاهل در زنان، 31.31% مجرد، 63.6% متاهل، 3.3% متارکه و 2% بیوه و در مردان 46.2% مجرد، 50.1% متاهل ، 3.3% متارکه و 0.4% بیوه بودند و از نظر تحصیلات زنان، 3.2%بیسواد، 1.2%زیر سن مدرسه، 9.3%محصل، 20.1% زیر دیپلم، 26.8%دیپلم،9.3 %کاردانی، 23.9%کارشناسی و 6.2% عالی را داشتند و این میزان در مردان بصورت، 1.17%بیسواد، 2.34%زیر سن مدرسه، 14%محصل، 13.26%زیر دیپلم، 31.39%دیپلم، 11.7%کاردانی، 20.89%کارشناسی و 5.27%عالی بوده است. میانگین تعداد فرزندان زنان ازدواج کرده 1.99عدد و میانگین تعداد فرزندان مردان ازدواج کرده 1.42عدد بوده است. 61.07درصد از کل مراجعه کنندگان از شهر شیراز، 30.93درصد از آنان از سایر شهرستان‌های استان فارس و 8درصد از سایر استان‌ها می‌باشند. نتایج بررسی نشان داد که بیشترین مبتلایان زنان بوده و زنان و مردان متاهل بیش از سایر گروه‌های تاهل مبتلا شده‌اند. میانگین تعداد فرزندان زنان مبتلا بیش از میانگین تعداد فرزندان مردان بود. بیشترین مراجعه کنندگان در هر دو گروه زنان و مردان، از مرکز استان، شیراز، مشاهده شدند و از نظر سطح تحصیلات، دیپلم بیشترین فراوانی را داشته است. با توجه به جدول شماره 3 مشاهده می‌شود که 16.6% از مراجعین دلیل کاملاً مشخصی برای اضطراب خود داشتند. از بین دلایل عنوان شده، بیشترین علت بیان شده مشکلات مربوط به درس و کنکور و پس از آن جدایی از همسر بوده است. در مردان جدایی از همسر در رتبه اول و درس و کنکور در رتبه دوم قرار دارد. در جدول شماره 4 نیز مشکلات زمینه‌ای مبتلایان بررسی شده است که بیشترین شکایت در زنان و همچنین مردان مربوط به اختلافات زناشویی بوده است و در جایگاه بعدی تعارضات خانوادگی قرار دارد. در بررسی نوع شخصیت افراد مبتلا مشاهده شد که بیشترین نوع در زنان شخصیت اجتنابی و مردان شخصیت‌های اجتنابی و وسواسی بوده است. کمترین درصدها مربوط به شخصیت ضد اجتماعی مشاهده شده است. بیماری‌های همراه در افراد تحت مطالعه حاضر مورد بررسی قرار گرفته است که 26.6درصد از مبتلایان (27.3درصد زنان و 25.2درصد مردان) دارای حداقل یک بیماری همراه بوده‌اند که در این میان بیشترین نرخ بدست آمده مربوط به افسردگی در هر دو گروه زنان و مردان بوده است. با توجه به P-value حاصل از آزمون های انجام گرفته در سطح معنی داری 0.05، می‌توان نتیجه گرفت که رابطه معنی داری میان ابتلا به عارضه اختلالات اضطرابی و سن، اختلالات اضطرابی و جنسیت و اختلالات اضطرابی و وضعیت تاهل وجود دارد(P-value<0.05)، اما میان اختلالات اضطرابی و سطح تحصیلات ارتباط معنی داری مشاهده نشده است. بحث در دنیای امروزی به نظر می‌رسد که بدلیل ماشینی شدن زندگی انسان‌ها، استرس و فشارهای روانی زیادی که ممكن است باعث بروز مشكلات جسمی و روحی وسیعی در افراد شود، وجود دارد(10). اختلالات اضطرابی از شايع‌ترين اختلالات روانپزشکی گزارش شده است(25). هدف اصلی این پژوهش بررسی وضعیت سلامت روانی مردم در زمینه اختلالات اضطرابی می‌باشد. استرس واكنش جسمانی، روانی و عاطفی در برابر يک محرک بيرونی است كه می‌تواند موجب سازگاری فرد با تغييرات شود(26). آسیب پذیری افراد در سنین مختلف در مقابل فشارهای روانی استرس زا متفاوت گزارش شده است(1)، برای مثال در دوران سالمندی با توجه به شرایطی که فرد در این دوران تجربه می کند استرس و نگرانی افزایش می‌یابد و در نتیجه اختلالات جسمانی ناشی از استرس نیز در سالمندان بیشتر دیده می‌شود(22-25). در مطالعه حاضر بیشترین میزان ابتلا به اضطراب در رده سنی 17 سال تا 40 سال مشاهده شد. استرس عامل اصلی بروز بسیاری از بیماری‌های روانی و روان تنی است(27). در مطالعه صورت گرفته 18.8درصد از مبتلایان به بیماری افسردگی نیز دچار بودند. استرس موجب ایجاد اختلالات جسمی نیز در افراد می‌شود(26). اختلالات روان‌تنی به بیماری‌های جسمانی گفته می‌شود که مبنای تشدید کننده یا فعال سازی آن یک عامل روانشناختی یا یک رفتار است(27). اختلالات روان‌تنی شامل بیماری‌های فشار خون، برخی اختلالات گوارشی، سردردهای میگرنی و تنشی، اختلالات پوستی، افزایش دردهای ناحیه کمر و زانو و هم چنین ایجاد اختلال در متابولیسم بدن است. بطور کلی می‌توان اضافه کرد که استرس، عامل اصلی ایجاد کننده این بیماری‌ها محسوب می‌شود(28). تحقيقات و بررسی‌ها نشان می‌دهند که اضطراب در خانم‌ها، طبقات کم‌درآمد جامعه و افراد ميان‌ سال و سال ‌خورده بیشتر ديده می‌شود(22-30). در این مطالعه نیز مشخص شد که زنان تقریباً دو برابر مردان به اختلالات اضطرابی دچار می‌شوند. عوامل استرس زای خاصی وجود دارند که وابسته به گروه سنی خاص می‌باشند؛ بطور مثال در بزرگسالی می‌توان به تعارضات و مشکلات زناشویی و درگیری مالی اشاره کرد(30). در این مطالعه 1.32درصد از 16.6درصد افراد مبتلا، مشکلات مالی داشتند و 14.3درصد با اختلافات زناشویی و 12.8درصد با تعارضات خانوادگی بودند. در نوجوانی و دوران کودکی، درگیری خانوادگی، جدایی والدین، مشکلات مدرسه، تغییر مدارس، مسائل جنسی، مرگ و بیماری در خانواده به عنوان عامل ایجاد اضطراب شناخته شده‌اند(30). قابل ذکر است که تمام این موارد در مبتلایان مورد مطالعه در این پژوهش مشاهده شدند. در مطالعه‌ای که در امریکا در سال 2009 انجام شد، هدف بررسی ارتباط افزایش وزن با اضطراب و افسردگی در میان مردم بوده است. یافته‌ها نشان دادند که شیوع متناسب با سن افسردگی فعلی، طول عمر تشخیص افسردگی و اضطراب به طور قابل توجهی با جنس متفاوت بود. نتایج نشان می‌دهد که تفاوت در شیوع افسردگی و اضطراب در افراد با سطوح مختلف BMI مستقل از وضعیت بیماری خود، بدلیل دیگر عوامل روانی اجتماعی و شیوه زندگی بوده است. در مردان و زنان با BMI بالا نسبت به سایر جمعیت شیوع اضطراب معنی دار بوده است(31). مطالعه طولی 2 ساله‌ای در سال 2000 در نیویورک امریکا بر روی مبتلایان به ایدز انجام شد که شیوع اختلالات اضطرابی محور I و علائم اضطراب و ارتباط آن با تظاهرات بیماری HIV در نمونه‌ای از مصرف کنندگان مواد مخدر مورد ارزیابی قرار گرفت. نمونه شامل 173 مرد با +HIV و 84 مرد با HIV- است که تفاوت معنی داری در شیوع اضطراب با +HIV مشاهده شد. با این حال، در هر دو گروه +HIV و HIV-، علائم اضطراب و استرس گزارش شده در مقایسه با جمعیت عمومی بیشتر است. برای گروه +HIV یک همبستگی مثبت بین علائم اضطراب با محدودیت‌های فیزیکی وجود دارد(32). در پژوهشی که در سال 2012 در همدان برای بررسی اضطراب و افسردگی پس از انجام عمل بای پس در بیماران انجام شد، مشخص شد که بیماری‌های روانی ذکر شده نه تنها موجب به تاخیر افتادن روند بهبودی می‌شود بلکه می‌تواند سبب عود و بازگشت مجدد بیماری و کاهش کیفیت زندگی بیمار و اطرافیانش شود(33). در مطالعه دیگری که در همان شهر در سال 2010 به منظور بررسی سلامت روان و مولفه اضطراب در دختران دبیرستانی صورت گرفت، مشخص شد که 46.5% از دانش آموزان از اضطراب شدید رنج می‌برند و سلامت روان آنان با درس، مقطع و سن همبسته می‌باشد(34). 172 زن به طور تصادفی در زیمبابوه در سال 97، برای بررسی اختلالات روانی و ارزیابی علائم مطرح کننده پریشانی روحی انتخاب شدند. 30.8% از زنان مبتلا به اختلال افسردگی و اضطراب در طول سال‌های گذشته تا به حال تشخیص داده شدند. 65% از این افراد نیز دارای ویژگی‌های اضطراب بودند. در مقایسه با لندن، شیوع سالانه اختلالات اضطرابی در زیمباوه بالاتر بوده است. تفسیر خود زنان در شرح اضطراب خود شامل فکر کردن بیش از حد، اندوه عمیق، ناراحتی قلبی، غم، ترس و داشتن یک مشکل غیر قابل حل بوده است(35). برای بررسی آینده نگر ارتباط بین علائم اضطراب و فوبیا با خطرات پس از ابتلا به بیماری عروق کرونر قلب، یک مطالعه پیگیری 2 ساله از یک گروه 33999 مرد در ایالات متحده در گروه سنی 42 تا 77 سال در سال 1994 انجام شد، در آغاز مطالعه افراد عاری از بیماری‌های قلبی عروقی تشخیص داده شده بودند. سطح اضطراب روانی با استفاده از شاخص‌های مربوطه مورد استفاده برای ترس‌ها و اضطراب‌های معمول مورد بررسی قرار گرفت. نتایج اصلی از بیماری عروق کرونر قلب شامل انفارکتوس میوکارد غیر کشنده (MI) و کشنده (CHD) بودند که نشاندهنده ارتباط معنی دار میان مرگ ناشی از MI و اضطراب شدید در طول دوران زندگی بوده است(36). از آنجايی که مضطرب بودن مسئله‌ای بسيارعادی است، درک و دانستن تفاوت موجود بين احساس اضطراب صحيح مرتبط با شرايط و علايم و عوارض اختلال اضطرابی حائز اهمیت می‌باشد(37). اختلالات اضطرابی تنها يک بيماری نيست، بلکه گروهی از بيماری‌ها می‌باشد که مشخصه تمامی آنان احساس مداوم اضطراب زياد، ناراحتی بيش از حد و تنش می‌باشد(38). معمولاً زمانی می‌توان تشخيص داد که فردی مبتلا به اختلالات اضطرابی است که اين اختلالات در فرد به حد نهايت رسيده، با کارهای روزمره وی تداخل پيدا کرده و مانع از انجام وظايف روزانه‌اش گردد(39). اختلالات اضطرابی رايج‌ترين نوع بيماری‌های روحی می‌باشد و در هر زمان حداقل يک نفر از هر پنج نفر تحت تاثير اين بيماری می‌باشد. اين بيماری اغلب در دوران نوجوانی (بلوغ)، شروع می‌شود ولی در برخی از مواقع این بیماری در دوران کودکی و میانسالی نیز آغاز می‌گردد(12). اختلالات اضطرابی بر نحوه تفکر، احساسات و رفتارهای فردی تاثير می‌گذارد(1)؛ اگر اين بيماری درمان نگردد ممکن است منجر به پريشانی قابل توجه و اختلال در زندگی فرد شود(1-3). خوشبختانه مشاهده می‌شود که درمان اضطراب معمولاً موفقيت آميز است و با مطالعات بیشتر می‌توان بیماری را در مراحل ابتدایی شناسایی کرد و با درمان به موقع آن، از پیشامدهای زیانبار جلوگیری کرد. ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ تکمیلی ﺑﻌﺪی ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻛﻮﻫﻮﺭﺕ بر ﺭﻭی ﮔﺮﻭﻩ‍ﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ دانش آموزان، ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﻳﺎﻥ و مردم عادی در گروه‌های مختلف شغلی و سنی ﺑﺎ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ می‌‌ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮی ﻛﻨﺘﺮﻝ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻣؤﺛﺮ بر ﺳﻼﻣﺖ روحی- روانی مردم و بالطبع جلوگیری از پیشامدهای زیانبار جسمی و روحی ﺭﺍﻫﻨﻤﺎیی ﻧﻤﺎﻳﺪ. << درج و انتشار مقالات تنها با ذکر نام و عنوان نویسندگان، بلا مانع و در غیر اینصورت، مشمول سرقت ادبی بوده و مورد پیگرد قانونی خواهد بود.>> References 1. American Psychiatric Association (2013). Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders (Fifth Ed.). Arlington, VA: American Psychiatric Publishing. p. 189. ISBN 978-0-89042-555-8. 2. Bouras, N.; Holt, G. (2007). Psychiatric and Behavioral Disorders in Intellectual and Developmental Disabilities (2nd Ed.). Cambridge University Press. 3. Christian Issmer, Ulrich Wagner. (2014). Perceived marginalization and aggression: A longitudinal study with low-educated adolescents. British Journal of Social Psychology, n/a-n/a. online publication date: 1-May-2014. 4. Rachel E. Watson-Jones, Cristine H. Legare, Harvey Whitehouse, Jennifer M. Clegg. (2014). Task-specific effects of ostracism on imitative fidelity in early childhood. Evolution and Human Behavior. 5. Mendlowicz MV, Stein MB. Quality of life in individuals with anxiety disorders. Am J Psychiatry 2000; 157(7): 669-82. 6. Zoey Chen, Jonah Berger. (2013). When, Why, and How Controversy Causes Conversation. Journal of Consumer Research, 580-593. 7. Vas Taras, Julie Rowney, Piers Steel. (2013). Work-related acculturation: change in individual work-related cultural values following immigration. The International Journal of Human Resource Management 24:1, 130-151. 8. Nicholas B. Allen, Paul B. T. Badcock. (2003). The Social Risk Hypothesis of Depressed Mood: Evolutionary, Psychosocial, and Neurobiological Perspectives. Psychological Bulletin 129:6, 887-913. 9. Jon K. Maner, Andrew J. Menzel. 2012. Evolutionary Social Psychology. Handbook of Psychology, Second Edition. 10. Jochen E. Gebauer, Gregory R. Maio. (2012). The Need to Belong Can Motivate Belief in God. Journal of Personality, n/a-n/a. 11. Tyler F. Stillman, Roy F. Baumeister. (2009). Uncertainty, Belongingness, and Four Needs for Meaning. Psychological Inquiry 20:4, 249-251. 12. Jon K. Maner. (2009). Anxiety: Proximate Processes and Ultimate Functions. Social and Personality Psychology Compass 3:5, 798-811. 13. Tyler F. Stillman, Roy F. Baumeister, Nathaniel M. Lambert, A. Will Crescioni, C. Nathan DeWall, Frank D. Fincham. (2009). Alone and without purpose: Life loses meaning following social exclusion. Journal of Experimental Social Psychology 45:4, 686-694. 14. Zhaou X. Zheng L. Zhaou L. Guo N. (2009). The act of rejecting reduces the desire to reconnect: Evidence for a cognitive dissonance account. Journal of Experimental Social Psychology 45:1, 44-50. 15. Nicholas B. Allen, Paul B.T. Badcock. (2006). Darwinian models of depression: A review of evolutionary accounts of mood and mood disorders. Progress in Neuro-Psychopharmacology and Biological Psychiatry 30:5, 815-826. 16. Amy E. Hurley-Hanson, Cristina M. Giannantonio. (2006). Recruiters’ perceptions of appearance: the stigma of image norms. Equal Opportunities International 25:6, 450-463. 17. Jean M. Twenge, Roy F. Baumeister, Dianne M. Tice, Tanja S. Stucke. (2001). If you can't join them, beat them: Effects of social exclusion on aggressive behavior. Journal of Personality and Social Psychology 81:6, 1058-1069. 18. Robert Kurzban, Mark R. Leary. (2001) Evolutionary origins of stigmatization: The functions of social exclusion. Psychological Bulletin 127:2, 187-208. 19. Kjerinsted K, Bleau P, Earle R, Kennedy S, Unger T. Beyond the blues: effective management of anxiety and depression. Medical Post 200; 39(43): CI. 20. Wren FJ, Scholle SH, Heo J. Pediatric mood and anxiety syndromes in primary care: who gets indentified? Int J Psychiatry in Medicine 2003/2004; 33(1): 16. 21. Hettema JM, Neale MC, Kendler K S. A review and meta-analysis of genetic epidemiology of anxiety disorders. The Am J Psychiatry 2001; 158(10): 1568-76. 22. Tyler F. Stillman, Dianne M. Tice, Frank D. Fincham, Nathaniel M. Lambert. (2009). The Psychological Presence of Family Improves Self-Control. Journal of Social and Clinical Psychology 28:4, 498-529. 23. American Psychiatric Association, Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders DSM-IV-TR (Text Revision). 4th ed. Washington, DC American Psychiatric Association2000; 24. Hofmann, Stefan G.; Dibartolo, Patricia M. (2010). "Introduction: Toward an Understanding of Social Anxiety Disorder". Social Anxiety. pp. xix–xxvi. doi:10.1016/B978-0-12-375096-9.00028-6. ISBN 978-0-12-375096-9 25. Catalina Kopetz, Alison Pickover, Jessica F. Magidson, Jessica M. Richards, Derek Iwamoto, C. W. Lejuez. (2014). Gender and Social Rejection as Risk Factors for Engaging in Risky Sexual Behavior among Crack/Cocaine Users. Prevention Science 15:3, 376-384. 26. Jaehoon Lee, L. J. Shrum. (2012). Conspicuous Consumption versus Charitable Behavior in Response to Social Exclusion: A Differential Needs Explanation. Journal of Consumer Research 39:3, 530-544. 27. Löwe Bunützer. Callahan, J. Perkins, CM. Kroenke, CM. Monitoring depression treatment outcomes with the Patient Health Questionnaire-9. Med Care 2004; 421194- 1201. 28. Richeson, Jennifer A.; Trawalter, Sophie (2008). "The threat of appearing prejudiced and race-based attentional biases". Psychological Science 19 (2): 98–102. doi:10.1111/j.1467-9280.2008.02052.x. 29. Bienvenu, O. Joseph; Ginsburg, Golda S. (2007). "Prevention of anxiety disorders". International Review of Psychiatry 19 (6): 647–54. doi: 10.1080/09540260701797837. PMID 18092242. 30. Wray, Naomi R.; James, Michael R.; Mah, Steven P.; Nelson, Matthew; Andrews, Gavin; Sullivan, Patrick F.; Montgomery, Grant W.; Birley, Andrew J.; Braun, Andreas; Martin, NG (2007). "Anxiety and Comorbid Measures Associated with PLXNA2". Archives of General Psychiatry 64 (3): 318–26. doi:10.1001/archpsyc.64.3.318. PMID 17339520. 31. Keeton, CP; Kolos, AC; Walkup, JT (2009). "Pediatric generalized anxiety disorder: epidemiology, diagnosis, and management.” Paediatric drugs 11 (3): 171–83. Doi: 10.2165/00148581-200911030-00003. PMID 19445546 32. Morrow LA et al. (2000). "Increased incidence of anxiety and depressive disorders in persons with organic solvent exposure". Psychosomat Med 62 (6): 746–750. PMID 11138992. 33. A. Yalfani, F. Nazem, R. Safiarian, M. Jargeh. (2012). “The Effects of Exercise Cardiac Rehabilitation on Anxiety, Depression and Quality of Life in Coronary Artery Bypass Grafting Patients”. Sci J Hamadan Univ Med Sci 2012; 19 (1): 39-4. 34. E. Sadeghian, M.Sc.; M. Moghadari Kosha, B.S.; S. Gorji, B. (2010). The Study of Mental Health Status in High School Female Students in Hamadan City. Sci J Hamadan Univ Med Sci 2010; 17(3):39-45. 35. Abas MA, Broadhead JC. (1997). "Depression and anxiety among women in an urban setting in Zimbabwe". Psychol Med. Jan; 27(1):59-71. 36. American Psychiatric Association. (1994). Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders (4th Ed.). American Psychiatric Association. ISBN 0-89042-062-9. 37. Andrews, Paul W.; Thomson Jr, J. Anderson (2009). "The bright side of being blue: Depression as an adaptation for analyzing complex problems". Psychological Review 116 (3): 620–54. Doi: 10.1037/a0016242. PMC 2734449. PMID 19618990. 38. Zald, David H.; Hagen, Mathew C.; Pardo, José V. (2002). "Neural Correlates of Tasting Concentrated Quinine and Sugar Solutions". Journal of Neurophysiology 87 (2): 1068–75. PMID 11826070. 39. Zalta, Alyson K.; Chambless, Dianne L. (2012). "Understanding Gender Differences in Anxiety: The Mediating Effects of Instrumentality and Mastery". Psychology of Women Quarterly 36 (4): 488–9. Doi: 10.1177/0361684312450004.