ارتباط هوش و خلاقیت با جنون

آیا هوش و خلاقیت با جنون ارتباط دارد؟ تحقیقات جدید فرضیه باستانی ارتباط بین خلاقیت و بیماری را تایید می‌کند. قرنهاست که ذهن بشر درگیر پاسخگویی به این سوال عجیب است که هوش و خلاقیت چه ارتباطی با جنون دارد؟ با توجه به متون و نوشته‌های فلاسفه به نظر می‌رسد در ذهن دانشمندان یونان و روم این سوال مطرح بوده است چرا که مشاهدات تجربی در جوامع مختلف و با مشاهده اسطوره‌های هنر و سیاست که مبتلا به بیماری‌های روانی شده‌اند، می‌توانسته منشا بروز این سوال باشد. ارسطو خلاقیت را با صرع، مالیخولیا و افسردگی مرتبط دانسته و می‌گفت افراد برجسته در حوزه‌های هنر، سیاست و فلسفه اغلب به افسردگی مبتلا بوده‌اند. در آن دوران این فرضیه به معنای آن بود که خلاقیت نفرینی از جانب خدایان یا معادل دیوانگی باشد. بحث ارتباط نبوغ و مالیخولیا در قرون 16 و 17 میلادی به اوج خود رسید. لمبروزو در کتاب معروف خود "بشر نابغه" تاکید می‌کند که انسان به علت اعصاب شکننده‌ای که دارد به مرور به سوی جنون خواهد رفت و افراد نابغه این سعادت را دارند که جنون را به شیوه‌ای افتخار آمیز نمایش داده و به جای رانده شدن از اجتماع به اوج شهرت برسند. اتو رانک دانشمندان و هنرمندان را با آزمون‌های فرافکن مورد ارزیابی قرار داده و پس از بررسی زندگی افراد مشهور بیان کرده که احتمالا ارتباطی بین خلاقیت هنری و اختلالات روانی وجود دارد. او زندگی بسیاری از نویسندگان و هنرمندان را بررسی کرده که در بین آنان نام‌های مشهوری چون همینگوی، ویرجینیا ولف، هارت کرین، چارلز دیکنز، چاتر تن، شلی، سامویل واتسون، بتهوون، شوبرت، چایکوفسکی، ادوارد مانش و ون گوگ مشاهده می‌شود. در سال‌های گذشته بیشترین تحقیقات در این خصوص صورت گرفته و تیم تحقیقاتی دانشگاه کارولینسکا نشان داد که در پیشینه خانوادگی افراد خلاق و هنرمندان ابتلا به اسکیزوفرنی و بیماری دو قطبی بیش از مردم دیگر است. وقتی دامنه تحقیقات این تیم بیماری‌های دیگر اعصاب مانند افسردگی، بی اشتهایی عصبی، اضطراب، اوتیسم، بیش فعالی و عدم تمرکز، سوء مصرف مواد و الکل و خودکشی را نیز در بر گرفت و یک میلیون و دویست هزار نفر بیمار روانی با گروه شاهد مقایسه شدند؛ نتایج شگفت انگیزی در این خصوص به دست آمد؛ این پژوهش‌ها نشان داد: 1- در بین افراد هنرمند، متخصصان علوم و فنون، رقاصان حرفه‌ای، محققین، عکاسان و نویسندگان؛ بیماری دو قطبی به میزان معناداری بیش از گروه شاهد است. لودویگ وان بتهوون به اختلال دو قطبی و چارلز دیکنز، شوبرت و چایکوفسکی به بیماری افسردگی مبتلا بوده‌اند. 2- در بین نویسندگان اسکیزوفرنی شایع‌ترین بیماری روانی بوده و افسردگی، اضطراب و سوء مصرف مواد در رده‌های بعدی قرار داشته است. در این گروه خودکشی 50 % بیش از سایر مردم رخ می‌دهد. یادآوری می‌شود که ارنست همینگوی، ویرجینیا ولف و صادق هدایت سه اسطوره نویسندگی جهان به این شیوه به زندگی خود پایان دادند. 3- در بین وابستگان بیماران اسکیزوفرن، دوقطبی، بی اشتهایی عصبی و تا حدودی اوتیسم گرایش به مشاغل خلاق و هنری بیشتر بوده است. 4- در بین نقاشان ادوارد مانش و ون گوگ بیش از سایرین بعنوان زندگی پر از توهمات نام برده شده‌اند که احتمال بیشتر بیماری‌هایی چون اسکیزو فرنی، صرع یا پانیک را در آنان مطرح می‌سازد. 5- در بین هنرمندان سینما و تیاتر احتمال افسردگی، ابتلا به بیماری دو قطبی و خودکشی بسیار بیش از سایرین بوده است. چارلی چاپلین نابغه دنیای سینما نوسانات خلقی داشته، مارلون براندو به افسردگی و هنری مورانو به اختلال دو قطبی مبتلا بوده و خودکشی کردند. طی 60 سال اخیر بزرگان دیگری در این عرصه مانند مریلین مونرو، هیث لجر، مایکل جکسون و رابین ویلیامز با خودکشی به زندگی خود خاتمه داده‌اند. این گروه جایگاه ویژه‌ای نیز در بین افراد معتاد به مواد مخدر و الکل دارند و نام‌های بسیار مشهوری چون جانی دپ، مایکل جکسون، رابین ویلیامز، مل گیبسون و... مدت مدیدی از زندگی و دوران حرفه‌ای خود را در آسایشگاه‌های روانی یا ترک الکل و مواد گذرانده‌اند. 6- حتی در بین سیاستمداران بزرگ دنیا، بیماری‌های روانی جایگاه ویژه و پر رونقی دارد. در این میان از افسردگی و اختلال دو قطبی بیش از سایر بیماری‌ها نام برده شده است. اسطوره‌های نبوغ در سیاست مانند آبراهام لینکلن به افسردگی مبتلا بوده و این بیماری در بستگان او به وفور مشاهده شده بود. مارتین لوتر کینگ مبتلا به اختلال دو قطبی و جرج دبلیو بوش پسر و معمر قذافی به اسکیزو فرنی مبتلا بوده‌اند. همچنین تیودور روزولت و بسیاری ساستمداران دیگر دنیا به اختلالات سوء مصرف الکل و مواد مبتلا بوده‌اند. در مجموع به نظر می رسد خلاقیت بالا در عرصه‌های هنر، ادبیات و سینما و حتی سیاست ارتباط انکار ناپذیری با بیماری‌ها و اختلالات روانی دارد. اگرچه تحقیقات در زمینه ژنتیک یا تاثیر محیط بر این ارتباط، همچنان ادامه دارد. • گرد آوری و تصحیح: دکتر نفیسه کظیمی (پزشک عمومی) و دکتر نسرین دانش (روانپزشک) << درج و انتشار مقالات تنها با ذکر نام و عنوان نویسندگان، بلا مانع و در غیر اینصورت، مشمول سرقت ادبی بوده و مورد پیگرد قانونی خواهد بود.>> منابع و ماخذ: • Insane, Poetic, Lovable: Creativity and Endorsement of the “Mad Genius” Stereotype. James C. Kaufman, Melanie L. Bromley, and Jason C. Cole. Imagination, Cognition and Personality, September 2006; vol. 26, 1: pp. 149-161. • The Dark Side of Creativity: Biological Vulnerability and Negative Emotions Lead to Greater Artistic Creativity. Modupe Akinola and Wendy Berry Mendes. Personality and Social Psychology Bulletin, December 2008; vol. 34, 12: pp. 1677-1686, first published on October 1, 2008.